دروغ می گوييم...
فريب ما مخور آقا دروغ می گوييـــــــــــــــم
به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوييـم
چه ناله ای چه فراقـــــی چه درد هجــــــرانی
نيا نيا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گويــــم
تمام چشـــــــم براهی و انتظـــــــــــــار و فراق
و ندبـــــــه های فـــــــرج را دروغ می گوييـــم
دلی که مامن دنيــــاست جـــــــــای مولـا نيست
اسيــــــــر شـهـــــوت دنيــــا دروغ می گوييـــم
زبان سخن ز تو گويد ولـــــــی برای مقــــــــام
به پيش چـشم خـــــدا هم دروغ می گوييـــــــــم
کدام نالـــــه غـربـــــــت کــــــدام درد فـــــــراق
قســـم بــــه ام ابيــــــــها دروغ می گوييـــــــــم
خلاصه ای گــــــل نرگس کسی به فکرتو نيست
و مــــــا به وسعت دريـــا دروغ می گوييـــــــم
مرا ببخش عـــــــــــــــــــزيزم که باز می گويم
نيـــــا نيـــــا گــــــل طاها دروغ می گوييــــــــم
تا پای مرگ اهل مدينه مرا زدند
تا پای مرگ اهل مدينه مرا زدند
ممنون اين محبت و اين مهربانيم
آن مادر جوانيم که روز و شب
سير از بهار زندگی و اين جوانيم
قامت رشيد بوده ام تا رفتن پدر
از جور اهل ستم قامت کمانيم
صديقه ام منو هم يار حيدرم
با اول شهيده امام زمانيم
هر کو نشان ز تربت مخفی من گرفت
اشک است نشان قبر بی نشانيم
من سوختم ز آتش کينه تو ای پدر
کی می شود زاهل مدينه رهانيم
آتش گرفت درب و زهرا به پشت در
کس درک نکرد کوثر آسمانيم
نوحه(واحد با شور)
بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد
آقا نشد هر آنکه برايت گدا نشد
مقصود از تکلم طور از تو گفتن است
موسی نشد هر آنکه کليم شما نشد
روز ازل برای گلوی تو هيچ کس
غير از خدای عز و جل خونبها نشد
در خلقتش زمين و مکانهای محترم
بسيار آفريد ولی کربلا نشد
گرچه هزار سال برای تو گريه کرده اند
يک گوشه از حقوق لب تو ادا نشد
ما گندم رسيده شهر ري توايم
شکر خدا که نان تو از من جدا نشد
يک گوشه می رويم و فقط گريه می کنيم
حالا که کربلای تو روزی ما نشد
داغ تو اعظم است تحمل نمی شود
در حيرتم چگونه قد نيزه تا نشد
لطيفيان

